تبليغاتX

Voice Of Veterinary......میزان مدنیت یک جامعه را با معیار رفتار با حیوانات می توان سنجید. گاندی Voice Of Veterinary

صدای دامپزشکی ایران






خب هرکی یه جور فکر می کنه!!! 

سال ها پيش بود كه پدربزرگ در روستايى دوردست زندگى مى كرد و ما هرازگاهى، از شهر به ديدن او مى رفتيم. آن وقت ها خبرى از آيفون تصويرى و حتى زنگ ساده هم نبود ولى وقتى كسى به در مى كوبيد، سگ پدربزرگ از پشت در همه مشخصات فرد مراجعه كننده را در ذهنش تداعى مى كرد و در صورت لزوم و احساس خطر، وارد عمل مى شد!
پدربزرگ وقتى گله را براى چرا به صحرا مى برد، هيچ حيوان وحشى از ترس سگ، جرأت نزديك شدن به گله را نداشت. خلاصه آن زمان ها كه خبرى از دزدگير و سيستم هاى هشدار دهنده نبود، يك سگ به تنهايى هواى خانه و حتى همسايه را هم داشت.
اما امروز.‎/‎/
امروز هم در سطح شهر
سگ هاى فانتزى و خوش تيپى را مى بينيم كه در بغل صاحبان شان، از نوازش، بوسه و ابراز لطف آنها بهره مى برند؛ سگ هايى كه اگر صداى زنگ خانه (ساده يا تصويرى) به صدا درآيد، ترسان و لرزان به آغوش صاحب خود پناه مى برند و اگر سارقى وارد خانه شود، به سرعت در پشت صاحب شان مخفى مى شوند و اين ضرب المثل قديمى را به ياد مى آورند كه سگ هم، سگ هاى قديم!
اين سگ ها كه البته از جرأت و جسارت آبا و اجداد خود كه در روستاها بودند، هيچ چيز به ارث نبرده اند، با حضور خود در خيابان هاى شهر موجب رنجش خاطر شهروندان مى شوند؛ در مجتمع هاى آپارتمانى با تردد در راه پله ها شهروندان را با نگرانى هايى مبنى بر بيمار شدن فرزندان شان و يا نجاست ساختمان مواجه مى كنند؛ وقتى در وسايل حمل و نقل عمومى همچون تاكسى در آغوش صاحب خود هستند، براى ديگر شهروندان صحنه هاى چندش آور و آزاردهنده اى را ايجاد مى كنند و
بالاتر از اينها وقتى از بوسه هاى تشويقى صاحب شان بهره مند مى شوند، خاطر آدميان را آزرده مى كنند و البته كارى به صحنه هاى بدتر از اين نداريم!
شهروندان از حضور سگ هاى فانتزى در جامعه شهرى تهران و حتى شهرهاى ديگر گلايه مندند و برخى از شهروندان كه بنا به شغل خود، خدمات عمومى به شهروندان ارائه مى دهند،
به هيچ وجه حاضر نيستند كه لحظه اى از وقت باارزش خود را مستقيم و غيرمستقيم به سگ اختصاص دهند.
يك راننده آژانس در تماس با دفتر روزنامه اين گونه عنوان كرد كه خانمى در تماس با دفتر آژانس از ما تقاضاى تاكسى كرد و من هنگام مراجعه به منزل وى، وقتى يك سگ را در آغوش او مشاهده كردم، از او خواستم تا از آژانس ديگرى تقاضاى تاكسى كند.
با اين توصيفات كه البته بسيار ناچيز است، به نظر مى رسد كه دستگاه هاى مختلف بايد به حال آرامش شهروندان (به خاطر رويارويى با سگ در سطح شهر) فكرى كنند و البته در كنار آن،
به صاحبان سگ هاى فانتزى نيز آگاهى لازم را بدهند كه نگهدارى از سگ، چه خطراتى براى آنها و فرزندان شان دارد.
در اين ميان نقش وزارت بهداشت بسيار پراهميت است
و در كنار آن، تأمين آرامش شهروندان و حفاظت از حقوق آنها به نيروى انتظامى و شهردارى برمى گردد ‎/ و آخر سخن اين كه اگر اين تعداد اندك از شهروندان كه با همراه داشتن سگ، موجبات آزار ديگر شهروندان را فراهم مى كنند،
شايد اگر «گوسفند» را جايگزين سگ كنند و آن را به همراه داشته باشند، فوايد بسيارى عايد شهر و حتى فضاى سبز شود!
نوشته شده توسط صدای دامپزشکی ایران | لینک ثابت | موضوع: مطالب انتقادی |